گفت و گو درس دوازده

گفت و گو درس دوازده 1:

22بهمن روز پیروزی انقلاب اسلامی ایران
از هفدهم تا 22 بهمن 57، ایران یکی از دوره های استثنایی تاریخ سیاسی جهان را گذرانید. در این ایام، دو دولت در یک مرکز و بدون هیچ گونه مرزبندی مواجه بودند. دولتی که پشتوانه و عامل مشروعیت خود را از دست داده و از قدرت نظامی محروم گشته و با انقلابی عظیم روبرو بود. و دولتی دیگر متکی به رهبری انقلاب توده های میلیونی مردم که به جای قدرت نظامی، تنها به ارتش مردم وابستگی داشت.

با وسعت یافتن دامنه های انقلاب، قرار بر این شد که سران ارتش پهلوی، دست به کودتا زده و با به دست گرفتن قدرت، انقلاب مردمی را سرکوب سازند. از این رو از ساعت چهار بعداز ظهر روز 21 بهمن 57، حکومت نظامی اعلام شد.
پس از اعلان حکومت نظامی، حضرت امام خمینی (ره) اعلام کرد که مردم به حکومت نظامی اعتنایی نکنند. مردم نیز همچنان به یورش خود به مراکز دولتی و نظامی و انتظامی ادامه دادند و تقریباً تمام این مراکز با اندک درگیری و مقاومت، تسخیر شد و به دست مردم افتاد.

این درگیری ها در روز بعد نیز به شدت ادامه یافت و در این روز هزاران زن و مرد و پیر و جوان، هر یک به اندازه توان خود برای سرنگونی نهایی رژیم ظلم و جور، کوشش کردند. آنها با سنگربندی در خیابان ها، سینه سپر کردن در برابر تانک ها و با فداکاری و جانفشانی، انقلاب را به پیروزی رساندند. نه فقط در تهران، بلکه در تمامی شهرهای ایران، درگیری مردم با بقایای رژیم شاه جریان داشت.

هنگامی که خبر حرکت نیروهای نظامی از شهرهای مختلف ایران به سمت تهران برای سرکوب قیام مردم پخش شد، مردم شهرهای مسیر به درگیری با نیروهای نظامی پرداختند و با بستن راه، مانع حرمت آنها به سمت تهران شدند. برخی از فرماندهان رده بالای ارتش در این درگیری ها به دست مردم کشته شدند تا سرانجام، ارتش، بی طرفی خود را اعلام کرد.

روز سرنوشت فرا رسید و در 22 بهمن 1357، نظام پوسیده ستمشاهی فرو ریخت و ریشه های فاسد دودمان سیاه پهلوی از این کشور اسلامی کنده شد. مبارزه پانزده ساله ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی (ره) به ثمر رسید و با سرنگونی نظام 2500 ساله شاهنشاهی، انقلاب شکوهمند اسلامی ایران پیروز گردید.

 

گفت و گو درس دوازده 2:


خودباوری اصطلاحی است که امروزه در جامعه‏شناسی، روان‏شناسی و علوم تربیتی به کار می‏رود و منظور از آن، یک حالت مثبت روحی و روانی است که در نتیجه، احساس ارزشمندی در نفس انسان پدید می‏آید و او را آماده می‏سازد تا از طریق بهره‏گیری از لیاقت‏ها و توانمندی‏هایی که دارد، وظایفی را که برعهده اوست، به انجام برساند و در این راه، از مشکلات و موانعی که پیش می‏آید هراسی به دل راه ندهد.خودباوری یعنی نوجوان بتواند با اعتماد به نفس کامل فکر کند، بیندیشد و بیازماید، یعنی جوان دانش آموخته شده (به هر طریق) را با موج تجربه درهم آمیزد و به سوی پیشرفت حرکت کند. در واقع، خودباوری یعنی شایستگی برای رویارویی با چالش‌های بزرگ زندگی و داشتن لیاقت سعادت.
نوجوانی که خودباوری دارد، بهتر می‌تواند زندگی کند، با دیگران رابطه برقرار کند و فردی خلاق و پویا باشد و در نتیجه، آسیب‌پذیری او کمتر است. چنین فردی احساس مسوولیت می‌کند و خود تصمیم می‌گیرد که به دیگران در صورت لزوم کمک کند، به پیشرفت‌ها‌یش افتخار می‌کند و گاهی از خود تعریف می‌کند. با موفقیت‌ها‌ی تازه با اطمینان برخورد می‌کند و از صحبت‌های حاکی از انتقاد از خود، هراس زیادی ندارد و رفتارهای نامناسب خود را مورد بازنگری قرار داده و سعی می‌کند آنها را به نحو مطلوبی تغییر دهد. در خانواده‌ای که صمیمت و مهربانی وجود دارد، نوجوان می‌تواند هم ثبات خودپنداری را حفظ کند و هم موجب تغییرات مطلوب در شخصیت خود شود. همچنین با اطمینان به شخصیت خود، به رویارویی با مشکلات برخیزد
● تأثیر خانواده بر خودباوری نوجوانان
یک نوجوان به تدریج که از سرزمین آرام و بی‌خیال کودکی به دشت‌ها‌ی پر حادثه بلوغ می‌رسد، دگرگونی‌ها‌یی را در خود می‌یابد و احساس می‌کند که می‌تواند با سرعت به وضعیت جدیدی دست یابد. او دوست دارد که خانواده به عنوان نزدیک‌ترین پایگاه، این دگرگونی را در او باور کرده و موقعیت جدید وی را به رسمیت بشناسد، بنابراین اختلال در روابط پدر و مادر، نوجوان را از آرامش روانی و اطمینان نسبت به آینده محروم و او را ناکام و سرخورده می‌کند. هر چه میزان اختلافات شدیدتر باشد، والدین نه تنها قادر نخواهند بود که پدر و مادر خوب و نمونه‌ای برای فرزندان خود باشند بلکه به همان مقدار نیز رفتارهای ناسازگارانه ضد اجتماعی و اختلالات شخصیتی را برای آنان به ارمغان خواهند آورد. در این دوره که از حساس‌ترین مراحل زندگی است، اگر والدین درک و شناخت درستی از شرایط روحی، عاطفی و جسمانی فرزندان نداشته باشند و برای گذر بی‌مخاطره از این بحران او را مشفقانه و آگاهانه همراهی نکنند، امکان بروز رفتارهای نابهنجار از سوی نوجوانان افزایش می‌یابد.
● خودباوری تحت‌تاثیر عوامل مثبت و منفی
ویرجینیا ستیر می‌گوید: «صفات نیکویی چون کمال، درستی، مسوولیت، شفقت، عشق و جز اینها از فردی تراوش می‌کند که دارای خودباوری مثبت است.چنین فردی احساس می‌کند که قادر است از دیگران یاری بطلبد و در عین حال، معتقد است که می‌تواند تصمیم بگیرد. هیچ ژنی، احساس ارزش را انتقال نمی‌دهد و به وجود نمی‌آورد بلکه چنین احساسی آموختنی است و خانواده، محل آموختن چنین احساسی است.»
هنگامی ‌فرد شایستگی خود را باور دارد که والدین به وسیله اعمال خود به عنوان الگو برای فرزندان و همچنین ایجاد آرامش روانی و برخورداری روابط سالم خانوادگی، تعادل عاطفی و آرامش را فراهم آورند. احساس دلگرمی و امنیت است که فضای خانواده را سرشار از محبت می‌کند و بر روابط و مناسبات اجتماعی افراد خانواده تاثیر مثبت می‌گذارد. در خانواده مطلوب، تعاملات بین فردی دارای اهمیت است و تعامل زناشویی اساس و بنیان این تعاملات است و می‌تواند بر عملکرد موفق و ناموفق اعضای خانواده اثرگذار باشد. نبود پدر و مادر زیر یک سقف برای فرزندان، محرومیت و کمبود تلقی می‌شود. طلاق والدین و محروم بودن فرزند از محبت، ارتباط و دیدار پدر و مادر احساسی در وجود او بر می‌انگیزد که با حالات عصبی، تمرد، ناسازگاری و نداشتن انطباق اجتماعی همراه است و موجب می‌شود که فرد باور خود را نسبت به خیلی چیزها از جمله به خود از دست بدهد.
● حرف آخر
جان برناردشاو می‌گوید: «خانواده خوب، بستری استوار فراهم می‌سازد تا بر اساس آن اعضای خانواده، قدرت‌ها‌ی دانستن، احساس تصمیم‌گیری و تصور خود را به نمایش بگذارند.» او معتقد است که آینده جهان بستگی به برداشت فرزندان از خودشان دارد و انتخاب‌ها‌ی آنها‌ بستگی به این دارد که درباره خود چگونه می‌اندیشند. آنچه در ایجاد خودباوری اجتماعی فرد بیش از هر چیز موثر است، کسب نخستین تجربه‌ها‌ی حمایت اجتماعی در کانون خانواده است. شیوه برخورد، پذیرش، دوست داشتن و مساعدت با فرد، او را برای ایفای نقش‌ها‌ی اجتماعی و برطرف ساختن نیازهایش یاری می‌دهد و ارتباط و پیوند افراد خانواده نیز در سلامت روانی و جسمانی آنان تاثیر دارد، به گونه‌ای که الگوهای رفتاری فرزندان را در بزرگسالان بنیان می‌نهد و موجبات امنیت‌خاطر و باور خود را در آنان فراهم می‌آورد.

/ 0 نظر / 4 بازدید