درس های آزاد

بیژن سمندر
            بیژن سمندر درسال  ۱۳۱۶ خورشیدی در شهر شیراز از مادر و پدر شیرازی به دنیا آمد. شاعر و ترانه‌سرای معاصر ایرانی بود که به خاطر سرودن شعر با گویش شیرازی مشهور است.
             پدر او دکتر داروساز بود. اولین مشوق بیژن در راه هنر همین پدر بود که او را از خردسالی با خرید سه تار به راه هنر راهنمایی کرد. تحصیلات ابتدایی تا لیسانس را در شیراز بسر برد. و شروع درخشش او در دبیرستان سلطانی تحت راهنمایی‌های علی محمد کامرانی معاون وقت آن دبیرستان که دایی او نیز بود آغاز شد که با توجه به اعزام برترین دانش‌آموزان به اردوی رامسر و برگزاری مسابقات کشوری در آن محل او در هر سال تحصیلی در یک رشته در ایران اول شد. سال اول مقام اول در مسابقه خط و خوشنویسی در سراسر ایران. سال دوم مقام اول در مسابقه ادبیات در سراسر ایران. سال سوم مقام اول مسابقه موسیقی در سراسر ایران و اعزام به اروپا.
            مدرک دکتری خود را در رشته ادبیات در خارج کسب نمود. و با توجه به علاقه بی‌حد خود به هنر دکترای معماری خود را در شهر واشنگتن دریافت نمود. او بنیان‌گذار سرودن شعر با گویش و لهجه شیرازی بود و از کتاب‌های با گویش شیرازی می‌توان از مجموعه شعر و تفسیر با عنوان‌های شعر شیراز و شعر شهر نام برد. که هر دو اثری تحقیقی و کاوشگرانه در فرهنگ عامیانه مردم شیراز می‌باشد. به قول خود او بهتر است اکنون در مورد خود تحقیق کنیم و اثر به جا بگذاریم تا بعدها خارجی‌ها در مورد ما تحقیق کنند که البته این کنایه از ترجمۀ خط میخی توسط خارجی‌ها بود. پس از انقلاب سال ۵۷ ایران به آمریکا مهاجرت نمود و در آن کشور شیوۀ جدیدی در شعر ایرانی بنیان نهاد و مبین آن کتاب میکس شعر است که هر بیت از یک مصرع پارسی و یک مصرع انگلیسی سروده شده‌ است.
             در سال‌های منتهی به کهن‌سالی به بیماری پارکینسون مبتلا شد که با حمایت و مراقبت‌های همسر خود ژاله، در مرکز مراقبت از این‌گونه بیماران بستری شد. (۱۳۸۷ ه. ش.) البته شایان ذکر است علاقه‌مندان به این هنرمند گرامی با یاری انتشارات کتاب گویا برایش به مناسبت چهار دهه فعالیت هنری، مراسم یادبودی با عنوان ایران خلیج پارس (Iran Persian Gulf) در تاریخ شنبه ۱۵ ژانویه ۲۰۰۵ میلادی در دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس تالار فروید به گردانندگی هما سرشار با سخنان جمال عابدی، عباس توفیق، کورش امیر جاهد و کیخسرو بهروزی برگزار گردید که او به علت بیماری به سختی در این مراسم شرکت نمود.
            به دلیل عدم برگشت به وطن، تعدادی از اشعار ایشان توسط شاعران دیگر به سرقت رفت
             اشعار بیژن سمندر توسط بسیاری از خواننده‌ها خوانده شده است. از محبوب‌ترین آنها شعر "گل سنگم" توسط بیش از چهار خواننده خوانده شد که می‌توان از بین آنها امل ساین خواننده ترک و هایده را نام برد.
حکایت مال باخته و کریم خان زند
              مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فریاد می خواهد تا کریمخان را ملاقات کند. سربازان مانع ورودش می شوند. خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فریاد مرد را می شنود و می پرسد ماجرا چیست؟ پس از گزارش سربازان به خان، وی دستور می دهد که مرد را به حضورش ببرند
              مرد به حضور خان زند می رسد و کریمخان از او می پرسد: «چه شده است چنین ناله و فریاد می کنی؟»مرد با درشتی می گوید: «دزد همه اموالم را برده و الان هیچ چیزی در بساط ندارم» خان می پرسد: «وقتی اموالت به سرقت می رفت تو کجا بودی؟» مرد می گوید: «من خوابیده بودم!»خان می گوید: «خوب چرا خوابیدی که مالت را ببرند؟»مرد می گوید: «من خوابیده بودم، چون فکر می کردم تو بیداری»خان بزرگ زند لحظه ای سکوت می کند و سپس دستور می دهد خسارتش از خزانه جبران کنند و در آخر می گوید: «این مرد راست می گوید ما باید بیدار باشیم.»
شب یلدا
              ، اکثر خانواده‌ها در شیراز همانند شهرهای دیگر ایران، این شب را به شب زنده‌داری می‌پردازند، آنها از دوستان و آشنایان خود دعوت می‌کنند و برای پذیرایی میهمانان سفره‌ای رنگین می‌گسترانند.
              در این سفره آینه، قاب عکس حضرت علی، دولاله و چند شمع روشن، اسفند و انواع تنقلات شامل نخودچی، کشمش، حلوای ارده و آجیل مشکل گشا، رنگینک، ارده شیره، خرما، انجیر، به همراه چند شاخه گل قرار می‌گیرد. غذای ویژه شیرازی‌ها در  شب یلدا هویج پلو به همراه کشمش، مغز گردو و رب است
             شب اول چله بزرگ زمستان را که مقارن با شب اول دیماه است، شب یلدا می‌گویند در این شب که بلندترین شب سال است، اکثر خانواده‌ها در شیراز به شب زنده‌داری می‌پردازند.
بعضی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت می‌کنند و سفره‌ای می‌گسترند. این سفره که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست، در اتاقی گسترده می‌شود.
            همچنین در حاشیه آن در ظرفی زیبا مقداری اسپند می‌گذارند و روی آن را آتش می‌ریزند تا بوی آن در اتاق بپیچد. از میوه ها انار و مرکبات و به ویژه هندوانه باید در سفره باشد. غذای ویژه سفره شب یلدا هویج پلو است.
             شیرازی‌ها معتقدند که عموم مردم یا گرم مزاجند یا سرد مزاج و در شب یلدا آنها که گرم مزاجند باید حتماً انواع خنکی ها مانند هندوانه بخورند تا طبعشان برگردد و سرد مزاج شوند و آنها که سرد مزاجند، باید در این شب از انواع گرمی‌ها مانند: خرما، رنگینک، انجیر و ارده شیره بخورند تا مزاج آنها نیز به گرمی برگردد.
            در این شب، تا دیرگاهان می نشینند و به شوخی، گفت وگو، خاطره گویی و مشاعره و شب زنده داری می‌پردازند. فال حافظ نیز در میان خانواده ها، بخصوص در این شب رواج فراوان دارد.
              یادداشتی از ابوالقاسم فقیری پیرامون شب یلدا در فرهنگ شیراز:شب یلدا بلندترین شب سال است، ایرانیان از گذشته‌های دور این شب را گرامی داشته و جشن می‌گرفتند.  در فرهنگ عمید در مقابل واژه یلدا چنین می‌خوانیم: (یلدا کلمه‌ای سریانی به معنی میلاد، وقت ولادت، به معنی زمان ولادت حضرت عیسی هم گفته‌اند در فارس شب یلدا را شبی می‌گویند که از آن شب دراز تر نباشد و آن شب آخر پاییز و شب اول زمستان است.
               اما در فرهنگ معین جلد چهارم در برابر واژه یلدا این چنین می خوانیم:یلدا درازترین شب سال، شب اول برج جدی ، شب چله برج زمستان این کلمه در سریانی به معنی میلاد است، چون شب یلدا با میلاد مسیح تطبیق می‌کرد از این رو آن را بدین نام گذاشتند ...
توجان لطیفی و جهان جسم کثیف است
تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا(معزی)
             در فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی در جلو واژه یلدا چنین مطلبی را می‌خوانیم: یلدا (شب) چنانکه اغلب فرهنگ‌ها آورده‌اند ماخوذ از سریانی به معنی میلاد عربی است و چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می‌کرده‌اند از این رو بدین نام خوانده شده است. چون ایرانیان این شب را تولد میترا (مهر) می‌دانستند آن را با تلفظ سریانی‌اش پذیرفتند و در واقع یلدا با بابانوئل اروپایی که در 25 دسامبر تثبیت شده، معادل است.
              بنابراین نوئل اروپایی همان شب یلدا یا شب چله ایرانی است.کرمانی‌ها معتقدند که قارون به شکل هیزم شکنی، شب به درخانه‌ها می‌آید و هیزم به آنها می‌دهد که هیزم ها به شمش طلا تبدیل می‌شود. بنابراین تا صبح بیدار می‌مانند این مراسم یادآور بابانوئل در کریسمس است و می‌رساند که یلدای ایرانی وکریسمس از یک مایه سرچشمه گرفته است.
در ادبیات فارسی، شعر از زلف یار و هم چنین روز هجران را از حیث سیاهی درازی به شب یلدا تشبیه کنند.
روز رویش چو برانداخت نقاب شب زلف
گفتنی از روز قیامت شب یلدا برخواست
نظر به روی تو هر جامه از نوروزی است
شب فراق توهر شب که هست یلدایی

/ 0 نظر / 4 بازدید